وعده دیدار
-
تاریخ: 1402/3/22 ساعت: 17:20
وعده دیدار :: قناری معدن < قناری معدنآدم خانه اش یک جاست. دلش هزار جای دیگر. بایگانی آخرین مطالب پیوندهای روزانه پیوندها Mohamadreza.Amani62 Instagram ۳ ۲ ۰۲/۰۳/۲۰ محمدرضا امانی نظرات هیچ نظری هنوز ثبت نشده است Adblock test (Why?)
باغ بی برگی
-
تاریخ: 1401/2/3 ساعت: 13:15
اینجا خانهی من است. آبادی من است. باغ من است. چند سال پیش که هنوز ته ماندهای از رویایی بزرگ در جانم بود، اینجا را قفل بزرگی زدم و رفتم تا روزهای بهتری بسازم. حالا بازگشتهام. در سال قحطی که درختان باغم همگی خشک شده. از آن دنیای ایدهآل، همینکه میبینم امروز آمپر بنزین ماشینم از خط نصفه بالاتر است، عجیب...
روز صدم
-
تاریخ: 1401/2/3 ساعت: 13:15
صد روز گذشت و من هنوز احساس میکنم که تیغ یک ماهی قزلآلای غمگین در گلویم مانده است. پدرم را که از اتاق عمل آوردند و یک ساعتی هم گذشت تا سطح هوشیاریاش نرمال بشود، دیگر ظهر شده بود و آن پرستاری که توی کیفاش دیده بودم یک ساز دهنی دارد ناهار آورد. پدرم از خوردن منع بود و هنگامی که ظرف غذا را ب
آرمان شهر
-
تاریخ: 1397/9/12 ساعت: 0:06
باور دارم که تصور دنیایی عاری از فقر و ظلم و نداری و خصوصا نژاد پرستی (آخر من یک رنگین پوست هستم) دنیا را وادار خواهد کرد که به سمت چنین تجسم هایی حرکت کند. تا جای بهتری برای زندگی باشد. دنیایی که شیر
هزار راه نرفته
-
تاریخ: 1397/9/12 ساعت: 0:06
آزادی صدقه نیست که آن را مسرفانه و یکسان و بدون هیچ قید و شرطی به همه اعطاء کرد. پاداشی ست که تنها به کسانی که شایستگی دارا بودن آن را به ثبوت رسانده اند داده میشود. (جان کالهون - سناتور آمریکایی- 1832.1850 م)
اژدهای کوچولوی من
-
تاریخ: 1397/9/12 ساعت: 0:06
مصایب و دشواری بچه داری مثل دندان درد می ماند. یعنی تا تجربه اش نکرده باشی نمی فهمی دچار دندان درد شدن یعنی چه. شاید به همین علت هم هست که نسل جوان امروزی از دندان هایش بهتر مراقبت می کند.
مشت سرخ آهنین
-
تاریخ: 1397/9/12 ساعت: 0:06
انور خوجه، حاکم کمونیست آلبانی، مبتلا به بیماری بیگانه هراسی بود. در طول دوران چهل ساله حکومتش بر کشور فقیر آلبانی مدام مردم را از حمله ارتش های متجاور امپریالیست می ترساند. کار جنون خوجه به آنجا کشید
مصائب یک والد 2
-
تاریخ: 1397/9/12 ساعت: 0:06
داشتن فرزند در زمانه اکنون از آن تجارب عجیب و غریب و در حال انقراضیست که تعدادی از عشاق سابق با حداقل ترین تعداد موجود در حال از سر گذراندنش هستند. بچه داری در دنیای امروز مثل دندان درد میماند ک
گل ممد جان
-
تاریخ: 1397/9/12 ساعت: 0:06
هفت هشت ساله بودم و غروب بود و هوا یکباره تاریک شده بود. من مانده بودم و یک دبه نصفه آب توی دستم و چراغ های روشن روستایمان که دور بود. روستای ما آن وقتها آب نداشت و باید میرفتیم از قنات آب میآوردیم.
روزگار برزخی آقای ر.خ
-
تاریخ: 1397/9/12 ساعت: 0:06
آقای, ر.خ قدیمی ترین کارمند اداره ما است و اگر در این شش ماه باقی مانده تا بازنشستگی از لغزنده ترین پله های دنیا سقوط نکند برای همیشه از اینجا خواهد رفت و حاضر است گوشه خیابان کارش را بکند اما حتی به د
یک روز معمولی با محبوبه
-
تاریخ: 1397/9/12 ساعت: 0:06
با محبوبه, نشسته بودیم به ریز کردن بدمزه ترین آفرینش خداوند و همانطور که من انتقام سی و پنج ساله ام را با کندن سر و ته لوبیا سبزها ازشان میگرفتم و محبوبه, هم سلاخی شان میکرد،حرف هم میزدیم. من از خوراکی
شیرینی و دیگر هیچ
-
تاریخ: 1397/9/12 ساعت: 0:06
دیروز رفتم درمانگاه و نمونه آزمایش دادم. انبوهی ادرار و اندکی خون. یک دکتر سنگین وزن که اسمش امراله بود این دستور را داد. به امراله گفتم مدتی است که دستها و پاها و باسنم خود به خود خواب میرود. امراله
ما تا آخر ایستاده ایم
-
تاریخ: 1397/9/12 ساعت: 0:06
در همه عمر تنها یک بار مرتکب آشپزی شده ام. این یعنی به لطف حضرت حق، در ایام زندگانی (به جز روزهای معدودی) هیچگاه از حضور یک کدبانو محروم نبوده ام. یک روز از همان روزهای معدود دیدم که یک زنی کنار خ
فراموش خواهی شد
-
تاریخ: 1396/11/4 ساعت: 12:02
فراموش خواهی شد انگار که هرگز نبوده ای!
برای آخرین ساعتهای تابستان
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 8:14
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False">
برخی ها
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 8:14
یک روز بالاخره تصمم گرفتم سطح طبقاتی ورزشیام را تغییر بدهم. با خودم گفتم که آنقدری که تو به استخر آمده ای اگر یک گربه آمده بود تا به حال تبدیل به یک دولفین شده بود. دلم را زدم به دریا و از دیواره استخر گرفتم و آرام آرام خودم را کشاندم به قسمتهای عمیق تر. وقتی داشتم از آن طناب هشدار میگذشتم ترسی شبیه...
دیفن باخیا
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 8:14
وبلاگ نویسی برای من ساده ترین و لذت بخش ترین نوع نوشتن است. درست به سادگی خرید یک بسته ماکارونی پیچ پیچی از یک ماکارونی فروشی. اما برای مدت مدیدی قسمت وبلاگ نویس مغزم دچار نوعی ایست کامل شد. دقایق طولانی مقابل لب تاب مینشستم بی آنکه حتی جمله ای خلق شود. به گمانم همینگوی هم دچار همین مرض شده بود که د...
مصائب بچه داری
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 8:14
همزمان با قدم رنجه امیر فربد به عالم هستی جملات و کلماتی هم متولد شد که به تناوب رشد کودکمان روزانه چندین بار در خانه تکرار میشود. عباراتی نظیر "این بچه به کی رفته اینقدر زشته؟" یا "بگو مامان، بگو بابا" یا "روی دیوار خط خطی نکن بچه" یا "این بچه به کی رفته اینقدر خوشگله" یا "بیا پایین بچه، میافتی" یا...
عماد
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 8:14
شیوه برخورد من با چیزهای اضافی در زندگی پرت کردنشان از شیشه ماشین است. ماشینی که زمستانها دچار ناتوانی میشود. جورابهای سوراخ. یک لنگه کفش پای چپ. (لنگه پای راست را رودخانه با خودش برده بود). دستمال جادویی که هیچ جادوگری بلد نبود و وقتی به جایی میمالیدیش تمام غبارهای محلی جذب آن نقطه میشدند. یک تکه س...
ماهی سیاه کوچولوی سابق
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 8:14
ماهی سیاه کوچولوی قصه ما حالا دیگر پا به سن گذاشته و خسته تر و ترسوتر از آن شده که به دریا و موجهای دیوانهاش فکر کند. ماهی سیاه سابقاً کوچولوی ما برای همیشه به همان برکه کوچکش تن داده و این روزها نگران کشکک به شدت ساییده شده زانوی پدرش است. ماهی سیاه میانسال ما اما در کمال ساده لوحی هنوز امیدهای کوچ...