خرید بک لینک
با امیرفربد و بابا رفته بودیم هیئت. امیرفربد وقتی دید بابا دستمالی روی صورتش گزفته و دارد گریه می کند، عزیز ترین دارایی اش که یک قوطی خالی قهوه است و حتی وقت خواب هم از دستش نمی افتد را جلوی بابا گرفت که بیا این مال تو.

برچسب: نویسنده: الینا نصیری تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 18:13

صفحه بندی